نور الدين جعفر بدخشى
237
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
ليكن شهود بلا كيف دولتى است موجود ( گ ) « 1 » و منزلتى است محمود لاجرم چرا بايد « 2 » كه از آن شود مفقود « 3 » . پس فرمود : « از ميان اينچنين دولتى كسى جويد كنار » . و چون عارف مكين و محقق مبين « 4 » در هيچ مقامى « 5 » و صفتى مقيد نيست « 6 » تا از آن ترقى يابد « 7 » گفت : « از كنارى گر على بوى ميانش يافتى * در خيال آن ميان از خويش گشتى با كنار » يعنى اگر از هستى مقيد خود مقيّد آمدى به حظى از حظوظ عبوديت كه آن تلذذست از جمال مشهود در مقام شهود هرآينه به روى واجب بودى انحراف نمودن از آن بهواسطهء ترقى در مقام امتثال كه عبوديت است ، يا چنين گفته شود كه اگر به تجلّى از تجليات حق عارف را حصر وجود حقيقى حاصل « 8 » آمدى ، هرآينه در شهود آن از خودى خود منحرف گشتى و ليكن نه چنان است و از بيت اوّل و آخر كه بهم انضمام يابد ( ت ) معلوم شود كه جناب سيادت در مقام اطلاق بوده است اگرچه حضرتش ( ن ) « 9 » هادى بوده است « 10 » در مجلّى جمال جلال زيرا كه در مطلع و مادون آن ( ب ) « 11 » در اثبات شهود « 12 » يد بيضا نمود و در « 13 » تخلص به نفى آن اشارت فرمود و مقام اطلاق عبارت است از تنزه عارف از آنكه متصف ( آ : برگ 83 ب ) باشد به اوصاف الهيه يا متصف نباشد « 14 » كما قال الشّيخ جنيد البغدادى قدّس اللّه سرّه : « حين « 15 » سئل عن العارف لون الماء لون « 16 » إنائه « 17 » - « 18 » »
--> ( 1 ) گ : ص 459 . ( 2 ) ب : نبايد ( به جاى چرا بايد ) . ( 3 ) آ : مفود . ن : مقصود ( مفئود ) به معنى بددل ( فرهنگ آنندراج ) گ : مفقود . ( 4 ) ت ، ل : متين . ( 5 ) ب : حالى ، آ : جاى . ( 6 ) آ : نباشد ، گ ، ل ، ن : نبود . ( 7 ) ل ، ن ، گ : نمايد . ( 8 ) ن ، ل ، حاصل . ( 9 ) ن : برگ 120 الف ، ت : برگ 62 ب . ( 10 ) گ ، ل : بود . ( 11 ) گ : در مجلاء ب : برگ 73 الف . ( 12 ) ب : ندارد . ( 13 ) ن : ندارد . ( 14 ) گ ، ل : نباشد به اوصاف الهيه . ( 15 ) آ : چنين . ( 16 ) آ : ندارد . ( 17 ) ن : انابة . ( 18 ) طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 84 . ابن عربى : فصوص الحكم ، ص 225 ( كما قال الجنيد حين سئل عن معرفة باللّه و العارف فقال . . . . لون الماء لون انائه ) .